طنین راستی

متن مرتبط با «است» در سایت طنین راستی نوشته شده است

اینجا دفتر خاطرات است در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «اینجا دفتر خاطرات است» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دلم براتون بگه اینجا دفتر خاطراته منه و قول دادم به خودم بنویسم برای اینده گان واسه بچه هام که وقتی نیستم با من خوش باشند و با من بخنندند خیلی دلم گرفته امروز خبر خوبی ندارم همیشه به این موضوع فکر میکنم و یه جوزایی همیشه امادم نمی ...

    ادامه مطلب
  • اینجا دفتر خاطرات است

  • نیلوبلاگ

    دلم براتون بگه اینجا دفتر خاطراته منه و قول دادم به خودم بنویسم برای اینده گان واسه بچه هام که وقتی نیستم با من خوش باشند و با من بخنندند خیلی دلم گرفته امروز خبر خوبی ندارم همیشه به این موضوع فکر میکنم و یه جوزایی همیشه امادم نمی دونم چیه که اینقدر منو توی این مسئله محکم نگه میداره هیچ وقت از چیزی نترسیدم از خدا هم نمی ترسم چون معتقدم هست و من دوسش دارم و اونهم دوستم داره پس ترس اساسا جایگاهی بین ما نداره به خاطر این موضوع ناراحتم که نکنه وقتی به این موضوع برسم که پدر و مادرم باشند .من محکمم و زنده می مونم اما اونها توانایی این موضوع رو ندارند خدا هست خودش مراقبه این ها رو گفتم که بگم جمعه روز بدی بود البته هیچ روز بدی نداریم اشتباه نشه این اتفاقاته که یک روز رو خوب تعریف م...

    ادامه مطلب
  • استرس زیاد

  • نیلوبلاگ

    انسان ها همیشه با استرس زندگی میکنند و من هم از این موضوع مستثنی نیستم امروز چهار شنبه و من باید یه کاری ر و تا شنبه تحویل بدم و کلا این موضوع که امکان داره نرسم داره اذیتم می کنه . میدونم استرس خوب نیست و ادم رو میکشه اما بهترین حالت رو به رو شدن با ترسهامون هست .امیدوارم حالتون خوب باشه من رو هم دعا کنید با تشکر مهدی...

    ادامه مطلب
  • حال من خوب است اما تو باور نکن

  • نیلوبلاگ

    سلام حال من خوب است اما... تو باور کنامشب هم کلی گریه کرد من هم همش دلداریش میدادم ایراد نداره خوب میشی مریضی همش بهم میگفت اخه چرا من همش من چقدر بد بختم چرا باید درد بکشم دیگه از این به بعد لقمه هام رو میخورم دیگه پفیلا نمیخرم با دوستم بخورم دیگه شصت نمیخورم ... خلاصه همچین که خانوم حالش خوب شد اومد بیرون اول کاری که انجام داد خوردن شصت بود و بس.!!! بهر حال امشب هم از اون شبها بود که من و نیا کلی با هم درد دل کردیم نمی گم کجا شمام نپرسین ..؟ قصه ما بسر رسید کلاغه بخونش نرسید. اینا همش یادگاریه منو نیایشمه یه روز همش رو میخونه دوست دارم نیایشم ...

    ادامه مطلب